من اومدم بعد از یه تابستون پر ماجرا
دلم براتون تنگ شده بود ببخشید این مدت تو سفر بودم و امکان دسترسی به اینترنت فقط با گوشیم بود البته مدام سایتها را نگاه میکردم اما حوصله نظر دادن نداشتم

تابستون با یه مسافرت آغاز شد من مسئول اردوی دانشجویان دختر دانشکده محل کارم شدم. رفتیم شیراز اردوی ۴۸ ساعته جای همگی خالی اولش خیلی حرص خوردم اما بعد بیخیال شدم و شروع کردم به دستور دادن زیارت شاهچراغ -تخت جمشید-باغ عفیف آباد - باغ دلگشا - مقبره سعدی و حافظ و در نهایت بهشت گمشده ...
خسته و کوفته برگشتم و نیومده رفتم سراغ ترم تابستونی دیگه حالم از هر چی درس و کتاب و استاده به هم میخوره امتحانا را دادم . آخریش ۴ شهریور بود روزی که از امتحان برگشتم متوجه شدم قراره فرداش بریم مشهد رفتیم خیلی خیلی جای شما خالی
روز اول ماه رمضون برگشتیم و نیومده هم رفتم سر کار چقدر تابستون زود تموم شد مگه نه؟!


